¸.•`¯`•.¸ دختری در مه ¸.•`¯`•.¸ |
|
مبارزه با بدحجابی ! طرح گسترده و بزرگ مبارزه با بدحجاب در حالی از روز شنبه آغاز
شد که بسیاری از صاحبنظران مسایل اجتماعی تاکید میکردند حتی
اگر این طرح مداخله در حریم خصوصی شهروندان نباشد، تغییر
پارادیم پوشش دختران ایرانی نیازمند فعالیتهای گسترده فرهنگی و
اقدامات ایجابی (نه سلبی) است. این انتقادات البته در حالی بود که تمام
رسانههای حامی دولت و اغلب فعالان سیاسی اصولگرا با حمایت قاطع
از تصمیم نیروی انتظامی تاکید داشتند که مبارزه با بدحجابی به افزایش
ضریب امنیت اجتماعی منجر خواهد شد و مورد حمایت اکثریت
شهروندان قرار دارد. دور جدید مبارزه با بدحجابی البته در شرایطی آغاز شد که افکار
عمومی از سال 84 پس از پیروزی محمود احمدینژاد در انتخابات
ریاستجمهوری در انتظار آن بود!
سلام
نظرتون راجب این طرح چیه ؟ همین طرح مبارزه با بدحجابی؟
موافقین؟
مخالفین؟ اصلا این طرح جواب میده؟ آیا لازمه ؟ روشی که نیروی
انتظامی به کار برده صحیح هست ؟ یا نه؟
طرح مبارزه با بدحجابی همچنان با شدت و حدت ادامه دارد. اجرای
این
طرح که توسط نیروی انتظامی با تمام توان دنبال میشود (چنین جدیتی
تاکنون در زمینه مبارزه با مواد مخدر یا مبارزه با اوباش کمتر به چشم
آمده) آیتالله هاشمی شاهرودی رئیس قوه قضائیه به انتقاد تلویحی از
آن پرداخت و هشدار داد که کشاندن پای دختران این کشور به
کلانتریها نتایج معکوس دارد.
در سوی مقابل اما «سعید مرتضوی» دادستان تهران با قاطعیت از این
طرح دفاع کرد و
«صفار هرندی» وزیر ارشاد دولت نهم به رسانههای منتقد هشدار داد
که «اخلال رسانهها در
مقابل مبارزه با بدحجابی» قابل تحمل نخواهد بود. این اظهارات البته در
حالی بود که
سخنگوی دولت نهم که رئیس آن نگاهی ویژه به تبلیغات دارد، حاضر
نشد به دفاع صریح یا
انتقاد از این طرح بپردازد. اعلام نکردن نظر صریح دولت درباره این
طرح مهم، البته از آن
عجایبی است که فقط توسط دولت نهم قابل اجراست
روز چهارشنبه همچنین بیش از 200 نماینده اصولگرای مجلس از این
طرح دفاع کردند.
(این عکسها تو سایتهای خبری مختلف هست ولی من یه کمی
سانسورشون کردم چون فکر میکنم این اشخاص دلشون نمیخواد
تصویرشون تو اینترنت باشه .... هر چند همه سایتها گذاشتن ولی من
دلم نمی خواست این کارو بکنم )
نظر یادتون نره +نوشته شده در شنبه 8 اردیبهشت1386ساعت5:4 بعد از ظهر توسط¸.•`¯` دختری در مه ¸.•`¯`|
و آفتاب و زمین عاشقان یکدیگرند
چون دست های من و تو که شاخه های ترند
و اکنون سالی دیگر پیش روی من است ، سالی اکنده از آرزو،
سرشار از امید ،آمیخته با انتظاری شیرین و مطمئن از تحولی که
تارهای دل را به نوازش می آورد، روح را جلا می بخشد و جسم را
توان ، تا با گام هایی استوارتر ، مسیری والاتر و طریقی زیباتر
برگزینیم ، چرا که نیک می دانم ، بهار در راه است، بهاری نه چون
بهاران دیگر که همانند بهاری که آرزویش را دارم آکنده از آواز
چکاوک ها، و اوج گرفته از نوای بال پرندگان، بهاری که پیش از
آمدنش در دلمان شکوفه کرده بود باز می دانم در پی آن بهار و آن
خنکای دلنشین آب چشمه ساران و آن سبز چمن ها ، تابستان در راه
است که همه نوید جنبش و کوشش و حرکت می دهد، نوید آفتابی که
داغ است ، ونمی سوزاند، نوید آسمانی که صاف است و نمی گریاند،
نوید روزهای بلند و شب هایی کوتاه ، نویدی که نگاه از تاریکی
غروبین بر نگرفته چشم به سپیدی صبح گاهی اش می گشایم و سپیده
دمانش، طلوع دیگری است که می خواند، مرا به تلاشی دیگر .و باز
می دانم نسیم مهربان پاییزان در راه است ، آرام و نوازش کنان ، و
گویی طبیعت نقاشی است که بر بوم زندگی رنگ سرخ مسین و طلای
زرین را هم زمان می پاشد و می دانم در خیابان های شهرهامان،
برگ های بر زمین نشسته ، مرا به پیمودن طریقی می خواند که همراه
با سمفونی دل نشین برگ ها و فرجامین روزهای خزان نوید زمستانی
را
می دهد که سرمایش می خواندم به جوششی درونی تا با گرمای درون
، حرکت آفرینم بر سرمای برون غالب آیم سپید برف هایش نوید
روزها و شبان روشن می دهد و امید پر آبی چشمه ساران و رودها و
باز نوید بهاری دیگر و با این طمانینه که دل دارم چرا سرشار از
شادی و نشاط و امید نباشم ، پس بر برگ اول دفتر این یادداشت
روزانه ام با خطی خوش می نویسم: زندگی دوباره آغاز می شود تولد
دوباره ام را با پشتوانه تجربیات گذشته ام جشن می گیرم.
سال نو مبارک انشالا امسال سالی پر از موفقیت و سلامتی برای شما
دوستان باشه....
+نوشته شده در پنجشنبه 2 فروردین1386ساعت12:24 بعد از ظهر توسط¸.•`¯` دختری در مه ¸.•`¯`|
+نوشته شده در دوشنبه 30 بهمن1385ساعت5:33 بعد از ظهر توسط¸.•`¯` دختری در مه ¸.•`¯` ¸.•`¯`•.¸¸.•`¯`•.¸روز عشق ¸.•`¯`•.¸¸.•`¯`•.¸
ای عشق مدد كن كه به سامان برسيم
چون مزرعه ی تشنه به باران برسيم
يا من برسم به يار و يا يار به من
يا هردو بميريم و به پايان برسيم
سلام ، روز ولنتاین .... روز عشاق مبارک ....فکر کنم دیگه همه
تاریخچه ی روز ولنتاین رو بدونید ....اگه دوست داشتید یه سر به
آرشیو من بزنید ....هفته چهارم بهمن ۸۴
من روز عشق رو به همه عاشقا و دوستای خوبم تبریک میگم .امیدوارم
اگه در کنار عشقتون هستین پیوندتون پایدار و همیشگی باشه و روز
ولنتاین سالهای بعد رو کنار هم جشن بگیرین و اگه از عشقتون دور
هستین آرزو میکنم سال آینده ولنتاین در کنار هم باشین ....
یادمه پارسال این آرزو رو برای خودم داشتم.... بله بالاخره بعد از
گذشت ۶ـ ۷ سال منم به عشقم رسیدم .... به حمید
همه موانع رو از سر راه برداریم و به همه ثابت کنیم که قدرت عشق
خیلی زیاده .... منو حمید ۲۲ آبان با هم ازدواج کردیم ....
به او بگوييد دوستش دارم به او که قلبش به وسعت درياييست که قايق
کوچک دل من در آن غرق شده . به او که مرا از اين زمين خاکي به
سرزمين نور و شعر و ترانه برد . و چشمهايم را به دنيايي پر از
زيبايي باز کرد
اگه تا حالا به اونی که علاقه دارین نگفتین دوستش دارین پاشین که الان
وقتشه....زود زود برین یه شاخه گل رز و شکلات و یه عروسک
خوشگل و یا هر چیزی که دوست دارین بخرین یه کارت کوچیکه
خوشگل کنارش بذارین و توش بنویسین عزیزم خیلی دوستت دارم ....
زود برین آشتی کنید ....امروز روز عشقه هااااااااا ....مفهومه؟؟!!
گرمی دست هايت چيست که دستهايم آنها را ميطلبد ؟ در آينه چشمهايم
بنگر چه ميبينی؟ آيا ميبينی که تو را ميبيند؟ صداي طپش قلبم را
ميشنوي که فرياد ميزند دوستت دارم؟ دوست ندارم که بگويم دوستت
دارم. دوست دارم که بداني دوستت دارم
منم از همین جا روز ولنتاین رو به همه زندگیم حمید تبریک میگم ....
دوستت دارم حمید
خدايا کمکم کن تا عاشقانه ترين نگاهها را در چشمانش بريزم
کمکم کن تا در بعد عشق او بهترين و شيرين ترين باشم
کن تا سرودن عشق را به هنگام طلوع آفتاب هر بام بر لبانش جاری
سازم و راز عشق را در گوشش سر دهم
من به عشق او زنده ام
مگه از تو بهترم پیدا میشه؟
مگه عشقت تو ترانه جا میشه؟
قلبمو دادم دست چشای تو
نفسم میاد فقط برای تو
غصه و اخمتو بسپر دست من
تا خودم گریه کنم به جای تو
اورست آرزوهای منی
تو نیاگارای رویای منی
یه نفر می تونه یه دنیا باشه
آخه تو تمام دنیای منی
مردنم ما رو جدا نمیکنه
دنیا ما رو بی وفا نمی کنه
بیشتر از عشق و خدا دوستت دارم
من یه جور دیگه جدا دوستت دارم
عشق تو یه اتفاق ساده نیست
من نمی دونم چرا دوستت دارم
مگه از تو بهترم پیدا میشه ؟
مگه عشقت تو ترانه جا میشه؟
خدا قصه ما رو با هم نوشت
کی دیگه بالاتر از خدا میشه ؟!
+نوشته شده در چهارشنبه 25 بهمن1385ساعت4:41 بعد از ظهر توسط¸.•`¯` دختری در مه ¸.•`¯`|
در نبرد بین روزهای سخت و انسانهای سخت؛ این انسانهای سخت
هستند که باقی میمانند، نه روزهای سخت
سلام من اومدم ،تا چند روز آینده آپ میکنم .
+نوشته شده در شنبه 21 بهمن1385ساعت3:29 بعد از ظهر توسط¸.•`¯` دختری در مه ¸.•`¯`| ¸.•`¯`•.¸پاییز مبارک¸.•`¯`•.¸
دیدی آخرش تابستان آنقدر غصه ما را خورد که پاییز شد! ببین تو یادت
نیست ما کجای دفتر خاطرات پاییز سال گذشته نوشتیم
و زیرش را مشترکا امضا کردیم که سرخی ما از تو زردی تو از ما ؟
که هنوز مُهر نشده روی خط نه چندان صاف سرنوشتمان زرد کشیدند.
خلاصه از قدیم و دور گفته اند و می گویند که پاییز فصل
عاشق هاست....
به عاشقیم یقین دارم که می نویسم و گمان می کنم اگر تبریک تولد پاییز
را ننویسی باید به عاشق نبودنت یقین کرد.
مهم نیست اصلا فدای سرت که یک تابستان دیگر گذشت و باز هم
معجزه نشد....
صبر را با وفاداریمان تا پاییز بعد شرمنده می کنیم شاید از بس رو سفید
شدیم پاییز آینده جای باران ، برف در سرزمینمان بارید.
تولده پاییز مبارک
سلام بالاخره پاییز اومد فصلی که من به دنیا اومدم.... فصلی که
عاشقشم چون فصل عاشقاست....امیدوارم این فصل زیبا روزهای خوبی
برای همه به همراه داشته باشه
راستی من اولین بار حمید رو تو پاییز و تو ماه مهر دیدم ....یکی از
دلایلی که پاییز رو برام زیباتر میکنه همینه
هميشه وقتی که پائيز می شد و دست بی رحم باد برگ های زرد و
خسته رو دنبال خودش اين طرف و اون طرف می کشید،دلم می گرفت
و آسمون چشمام ابری می شد ..... حس می کردم برگ ها رو
می فهمم .... حس می کردم اونام مثل من به جرم گناه نا کرده ، محکوم
به فنا شدن ......
اما ديروز که نگاه سرد و ممتدم رو به برگ های خشک تو باغچه
دوخته بودم ديگه دلم نگرفت ، ديگه چشمام بارونی نشد و حتی ابرای
دلتنگی هم تو آسمون دلم لونه نکردن .... با خودم فکر می کردم برگ
های که تقديرشونو به دست باد می سپارن و آخرش يه روز ، يه گوشه
،زير پای يه رهگذر ، ذليل می ميرن ارزش دلسوزی ندارن ....دلم
برای درخت سوخت که برگ هاش يکی يکی تنهاش ميزارن و
آخرش يه روز آروم و بی صدا "ایــــــــستاده"می ميره ....
تن سردمو به تنه نيمه جون درخت تکيه دادم و با دستای بی روحم
پوست خشکشو نوازش کردم .... يه قطره اشک رو گونه هام سر
خورد .....آروم تو گوشش زمزمه کردم :منم دارم "ايــــــــستاده"
ميميرم ....
+نوشته شده در شنبه 1 مهر1385ساعت8:5 بعد از ظهر توسط¸.•`¯` دختری در مه ¸.•`¯`| گویند خدا همیشه با ماست! .•`¯`•.¸ ای غم نکند خدا تو باشی؟! از کجا شروع کنم؟ از چی بگم؟
چرا نبودم؟! نمی دونم شاید از نظر خیلی ها خرافات
باشه ....ولی گفته بودم بهار هیچ وقت برام خوب
نبوده!
ولی این بهار! بهار 85 بدترین بهار زندگیم بود!
از چی بگم از مشکلاتم؟!
از بهار متنفرم.... خیلی دلم
میخواست آپ کنم ولی نمی تونستم
اینقدر بدبیاری توی بهار داشتم که هر روز آرزوی
مرگ میکردم! هنوزم این اتفاقات تلخ ادامه داره....
ولی خدا رو شکر کمتر
شده یا بهتره بگم بهشون دارم عادت میکنم!
گویند خدا همیشه با ماست!
ای غم نکند خدا تو باشی؟!
سلام به همه ی دوستای خوبم ، امیدوارم حال همتون
خوب باشه و روزگار بر وفق مراد .
مرسی از همه ی اونایی که تو این 6 ماه منو فراموش
نکردند و به یادم بودن .
شرمنده که نمی تونم به وبلاگ تک تکتون سر
بزنم .... میخوام کم کم شروع کنم به نوشتن....فعلا
موضوع خاصی تو ذهنم نیست....ولی می نویسم!
فقط دوستای گلم پیشاپیش برای اینکه بعد از این
نمی تونم به همه ی وبلاگها سر بزنم عذرخواهی
میکنم.... امیدوارم مثل گذشته با من باشین و درک
کنید که نه زود به زود می تونم آپ کنم نه میرسم
جواب همه کامنت ها رو بدم
خستم خیلی ! تو این روزای قشنگ ماه شعبان وقتی
دعا میکنید منو هم دعا کنید ....هر چی فریاد میزنم
انگار کسی صدامو نمی شنوه حتی خدا.... شما برام
دعا کنید شاید صدای شما رو بشنوه و یه نظری هم به
من بکنه!
من میرم واسه همیشه ،چرا باورت نمیشه
خستم از روزای ابری ،خیلی سنگینه نگاهت
دوست ندارم تو تابستون ،بشینم باز سر راهت
نمی خوام بازم خیالت ،قبله ی آرزوهام شه
تو بمون و عاشقای روی پر غرور و ماهت!
آره من اونم که گفتم واسه چشم تو دیوونم
آره من قول داده بودم تا تهش باهات بمونم
ولی پس دادی نگامو زیر رگبار غرورت
من فقط یه کم شکستم ، خوب نگام کنی همونم
چمدون رویاهامو دیگه برداشتم و بستم
دیگه عین اون قدیما چشاتو نمی پرستم
رخ تو عین یه بازی منو مات قصه ها کرد
حالا بی اسمم و تنها ،پر پاییز و شکستم
اینی که حالا می بینی دیگه مجنون چشات نیست
من برام فرقی نداره که تو باشی یا نباشی
خیلی وقته دیگه نیستی، تو دلم جایی برات نیست
من میرم واسه همیشه ، چرا باورت نمیشه
از تو هیچ چیزی نمونده ،نه نگاهی و نه یادی
من سپردمت به دریا عین یه موج زیادی
تازه فهمیدم با این عشق زندگیم چقد تلف شد
تو به جای التماسم ، یه گلم بهم ندادی
دیگه از صبر و تحمل تو دل من خبری نیست
صحبت دشت و جنون و قصه ی در به دری نیست
نفسای قیمتی مو زیر پای تو ریختم
پس کو اون هوای تازه ، بگو که هیچ اثری نیست
باورت بشه دیگه اون بی گناه ساده نیستم
دیگه اون دختر تنها با پای پیاده نیستم
دیگه اون دیوونه ای که وسط آفتاب مرداد
گل سرخای قشنگو دست تو می داده نیستم
فهمیدم سوار رویا ،توی قصه هاست همیشه
هر که نازش زیاده خیلی بی وفاست همیشه
اینو از تو یاد گرفتم جواب عشقای زیبا
یه جایی تو آسمونا با خود خداست همیشه
من دیگه تو رو نمی خوام ، من از عشقت توبه کردم
نه یه بار، دوبار و صد بار، صد هزار مرتبه کردم
مثل آزادی و زندون ،مثل پرواز و قفس بود
همه رو با داشتن تو بدجوری تجربه کردم
میرسه به آسمونا ماجرای تلخ دردم
همشون تقصیر من بود ، من خودم بچگی کردم
منتظر نیستی می دونم ،اما لطفا باورش کن
این دفعه یه فرقی داره ، من دیگه بر نمی گردم
من میرم واسه همیشه چرا باورت نمیشه!
تا آپ بعدی بای +نوشته شده در دوشنبه 13 شهریور1385ساعت0:50 قبل از ظهر توسط¸.•`¯` دختری در مه ¸.•`¯`| نه نمیخوام بهار شه ، من عاشق پاییزم ، پاییز میشه عاشقتر ، واسه تو اشک بریزم....
میگن که از بهار بگو از دل بیقرار بگو
به شوق دیدن کسی از تب انتظار بگو
چه جوری ازبهار بگم از دل بیقرار بگم
چشم انتظاری منو کشت
بر خلاف بیشتر آدما هیچ جوری نمی توانم با بهار کنار بیایم و دوستش
داشته باشم حتی بخاطر تولد تو، درست شنیدی حتی بخاطر تولد تو ، نه
این معنی اش این نیست که بچگی ام کاملا ته کشید و آن قسمتش که
مربوط به دوست داشتن توست و نامش عشق است تمام شده !
تمام بهارهای رفته و نیامده یک طرف ، تولد قشنگ تو هم یک طرف
سلام
بوی بهار میاد ....بهار که میاد من انگار یه چیزی رو گم
میکنم ....هیچ وقت نتونستم بهار رو دوست داشته باشم من عاشق
پاییزم ....به هر حال اگه این بهار برام روزای شیرین و به یاد موندنی
با خودش بیاره شاید حداقل بتونم این بهار رو دوست داشته باشم....
به هر حال فرا رسیدن سال 85 رو به همه شما عزیزان تبریک میگم با
آرزوی اینکه همه به اون آرزوهایی که فکر می کنید دست نیافتنی هست
برسین !
امیدوارم لحظات زیبایی رو در کنار عزیزانتون داشته باشین و عید به
همگی خوش بگذره
دلتان بهاری و شاد
تا بعد از تعطیلات نوروز خدانگهدار
بهار هر کسی عید است و نوروز
بهار عاشقان دیدار یار است
+نوشته شده در دوشنبه 29 اسفند1384ساعت4:9 بعد از ظهر توسط¸.•`¯` دختری در مه ¸.•`¯`|
سلام شرمنده که دیر آپ کردم....با اینکه از
فصل بهار خوشم نمیاد ! خرید کردن مخصوص عید
رو دوست دارم....گرفتار همین کار بودم !
خیلی خسته ام.... منم که سخت پسند کلی
طول میکشه تا بتونم خرید کنم ....مرسی از
همه کامنت ها فردا تا جایی که برسم به
وبلاگهای دوستان میام و جواب کامنت ها رو
میدم
مطلب جنجالی ندارم و چیزی به ذهنم نمیرسه!
یه متن طنز دارم که بی مناسبت هم
نیست....در مورد
آرزوهای تحویل سال نو
جملاتي كوتاه از آرزوهاي اقشارمختلف جامعه!
- يك بچه: خدا كنه عموجون و دايي جون
وخاله جون و... جون، از نرخ تورم آگاهي
داشتهباشند و خودشون به اون مرحله از
تكاملي عقلي واجتماعي رسيده باشند كه
بفهمند امسال بايد بيشتراز پارسال عيدي
بدهند.
- يك بچه كنكوري كه تنها، تنها
دارهكتابهاي كنكور... را ميخونه و اونها
رو به كسيتوصيه نميكنه. خدا كنه كنكور
قبول شم و گرنه...بيخودي نرفتم عيد ديدني
و عيدي هام تپر شده.
- يك پدر خانواده: خدا كنه امسال كسي
بهبچهها زياد عيدي نده! چون من هم بايد
همونمقدار را به بچهاش پس بدهم.
- يك مادر خانواده: خدا كنه با آغاز سال
نو،تلويزيون خونه بسوزه تاشوهرم كه در
طول ساليا سركار بوده، يا خواب، يا پاي
تلويزيون; ديگهنتونه فوتبالهاي بيمزه و
سريالهاي تكراري راببينه. حداقل اينجوري
با خيال راحت يك دقيقهپيش زن و بچهاش
ميشينه.
- يك سازنده سريالهاي نوروزي: خدا
كنهامسال هم يكي از اين موضوعات براي
ساختن فيلم نوروز تصويب بشه:
(خوش ركاب Nام! يكيكه گم شده و دنبالش
ميگردند يا يكي كه پيداشده و دنبال
اونهايي كه گمش كردند ميگرده،يك سريال هم
توي بيمارستان كه عدهاي پشتدر اتاق عمل
مدام قدم ميزنند و ميخواهند بهتماشاچي
بفهمانند كه خيلي ناراحتند به همراهصداي
خانومي كه يك بند، دكتر فلاني را به
بخش بهمان، صدا ميزند!)
- يك مستاجر: خدا كنه صاحبخونه
امسال،متحول بشه و يك حالي بهمون بده تا
بدون زيادشدن كرايه، همين جا بشينيم.
- يك صاحبخونه: خدا كنه امسال يكمستاجر
كم جمعيت و بي سروصداي بدون بچهپيدا بشه
كه خانهام را با قيمت دو برابر
مستاجرفعلي، اجاره كنه!
- جميع مردم: خدا كنه امسال، سال
سلامتيباشه و اين آنفولانزاي مرغي و امثالهم،
ريشه كنشه.
- يك پزشك عمومي جوان كه تازه ازدانشگاه
آزاد فارغ التحصيل شده: خداياميدونم خيلي
نامرديه اگه دعا كنم مردم بيشترسرما
بخوريد، ولي خرج دانشگاه و كرايه مطب ماهم
يك جوري بايد دربيايد ديگه!
- يك آرايشگر: خدا كنه هر ماه از سال
يك تريپ از مدل مو و سبك آرايش سر و صورت
مدشه.
- يك فروشنده لباس: خدا كنه كه امسال
همشب عيدي همه جنسهاي بنجول مغازه را
بهبهانه اينكه تا يك ماه ديگه مد ميشه به
مردمبيندازيم! سال ديگه هم ما رو فراموش
نكن .
- يك راننده مسافر كش: خدايا، آقايي كن
تاامسال هم بنزين گرون نشه اما اگه ما
كرايهها را دوبرابر كرديم هم، نگذار مردم
اعتراض كنند!
- يك كشاورز كه چند ساله توي طرح
خودكفايي گندم شركت ميكنه: خدايا به
محصولمبركت بده تا دوباره گندمها رو جلوجلو
و تضميني بخرند.
- يك دندانپزشك: الهي پستههاي خندان
ومغز آجيل اونقدر گرون بشه كه همه ترجيح
بدهندآجيلهاي با پوست و دهن بسته بخرند!
خدا كنهكساني كه ميروند مسافرت يادشون بره
مسواكشونرو ببرند.
- يك كارمند: خدا كنه حقوقها و < | ||||||